محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

238

رشحات البحار ( فارسى )

ماهر و جسور است ؛ چه برسد به حل و فصل اين مسائل يا ادعاى وصول به مقام فصل الخطاب . اين كتاب به نوعى « بحر در كوزه » است . گاهى مطلب چنان مختصر و مجمل است كه اگر مخاطب با لحن و شيوه كلام نويسنده آشنا نباشد ، از ظاهر الفاظ و كلمات به جاى قابل توجهى دست نمىيابد . ازاين‌رو نيازمند تامل و توجهى مضاعف است . چنان‌كه گفته شد در اين اثر افكار و سخنانى مطرح شده است كه در عين اختصار ، بيانگر اطلاع نويسنده از افكار و جريان‌هاى فكرى موجود در جهان اسلام است . به طورى كه ايشان گاهى به عنوان طرح مسئله وارد بحث مىشود ، گاهى در نقد يك انديشه مشخص در ساحت علم كلام مطلبى را بيان مىنمايد ، گاهى براى تصحيح يك انديشه مواردى را توضيح مىدهد ، و گاهى هم براى دفع شبهه و شك مىكوشد مواردى را بسط و توضيح دهد و . . . . در اينجا بحث درباره ميزان توفيق مؤلف در هريك از اين موارد در ميان نيست . مهم اين است كه ايشان به اين موارد در اين اثر كم‌حجم توجه نموده و كوشيده است همه انها را به صورتى منظم در كنار هم بچيند و به مثابه يك نظام فكرى درآورد . به طورى كه مىتوان اين كتاب را به عنوان يك دستگاه فكرى قلمداد نمود كه مؤلف تلاش كرده است از طريق ان خلاصه افكار و انديشه‌هاى خود را درباره اين مفاهيم بيان نمايد يا دست كم سبك خاصى را در اين وادى ارائه كند . واضح است كه در اينجا قصد شرح و بسط اين موارد در ميان نيست . مطالبى هم كه بيان شد ، صرفا جهت نشان دادن برخى وجوه مندرج در اين كتاب بود . و گرنه پرداختن به جوانب و زواياى اين كتاب كه به نظر من حاصل نظام فكرى مرحوم شاه‌آبادى است ، به مجالى فراخ‌تر از اينجا و اكنون نياز دارد . در ترجمه اين كتاب كوشش شده است مطالب متن اصلى بدون هيچ كم و كاستى ترجمه شود . با اين حال از آنجا كه در متن عربى ان اشتباهات چاپى فراوانى وجود داشت ، ترجمه دقيق متن نيازمند تصحيح و اصلاح اين